مؤلف مجهول

60

شرح قصيده برده ( فارسي )

نزديك و دور را از او مگر آنكه عاجزند . « 30 » [ بيت 49 ] 49 كالشّمس تظهر للعينين من بعد * صغيرة و تكلّ الطّرف من أمم همچون آفتاب كه ظاهر مىشود مر چشمان را از دور در حالتى كه كوچك مىنمايد ، و خيره مىكند چشم را از تيز ديدن نزديك . يعنى : عاجز گردانيده است تمام خلايق را فهم كمال معنى حضرت رسالت ، پس ديده نمىشود مر كسانى را كه با او نزديك بودند و كسانى را كه از و دور بودند بحسب زمان يا بحسب مكان ، مگر كه عاجز باشند از ادراك و فهم معنى آن حضرت . يعنى همه كس از دور و نزديك از فهم كمال معنى او عاجزند ، و آن حضرت مانند آفتاب است كه از دور بر چشم ظاهر مىشود و كوچك مىنمايد ، و چون نزديك مىآيد چشم در و خيره مىشود ، و از ادراك و مشاهدهء انوار او عاجز ميگردد . يعنى حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه - در اوّل همچون ساير بشر در ديده مىآيد ، فامّا هر چند تأمّل و تفكّر در كمال ذات او زياده مىشود ، حيرت و عجز در ادراك عظمت شأن و جلالت قدر و مشاهدهء آثار انوار صورت و معنى او مضاعف ميگردد . يزيدك وجهه حسنا * اذا ما زدته نظرا يعنى : زياده مىشود حسن روى او در چشم تو هر چند كه تو نظر

--> ( 30 ) . افتادگى نسخهء « ش » تا اينجاست و ازين پس را دارد .